دوست دارم ارشیا جونم

 

امروز دلشوره زیادی دارم ، فقط اومدم بنویسم که الان شرکت هستم و ارشیا با پرستارش تو خونه ناراحت اینجا هستم ولی همه فکرم اونجاست . نمیدونم چرا از دستش صبحونه نخورده . خیلی نگرانم و دلم براش تنگ شده ...گریه صبح با زنگ ساعت بیدار میشه . خیلی خوب متوجه میشه که میخوام برم و خودش رو به من میچسبونه قلبفقط میتونم بگم خیلی دوست دارم ماچهر کاری که میکنم فقط و فقط برای خوشبختی توست ماچخدا کنه مشکلی پیش نیاد و همه چیز به خوبی بگذره .

 

برام دعا کنین و اگه راهنمایی در این زمینه هم دارین حتما بهم بگین چشمک

 

راستی تولد پارسا و پوریا خیلی خوش گذشت جای همتون خالی . اما الان نتونستم عکس بزارم انشالله پست بعدی قلب

 

یه اتفاق خیلی کوچولو هم افتاده که دلم میخواد براتون تعریف کنم :

 

پارسال که من اومدم سر کار ، ارشیا رو میبردم خونه یه خانمی که کارش گرفتن بچه ها بود . یه نی نی خیلی ناز و بامزه هم به نام نیما که تقریبا یکسالش بود  اونجا میومد که خیلی ارشیا رو دوست داشت و با هم حسابی بازی میکردن . چند روز پیش با خبر شدم وقتی که باباش میخواسته نیما رو ببره خونه پرستارش یادش میره و بچه رو توی ماشین جا میزاره . شیشه ها رو بالا میکشه و روکش ماشین رو هم میندازه . تا ساعت 2 ظهر . که دیگه اون موقع نیما از گرمای توی ماشین خفه میشه و میره به بهشت . الهی بمیرم میدونم که جاش خیلی خوبه ولی از وقتی فهمیدم دیوونه شدم بخاطر حواس پرتی یه نفر به همین راحتی جونش رو از دست داد . اینو تعریف نکردم که ناراحتتون کنم فقط خواستم بگم خیلی خیلی خیلی مواظب بچه های گلتون باشید و بخاطر سلامتیشون روزی صد بار خدارو شکر کنید .

 

میبوسمتون ماچماچ

/ 57 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

بوس بوس عزیزدلم[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

مریم

سلام عشق خاله قربونت برم . با پرستارت حتما کنار بیا[چشمک] [گل][گل][گل][گل][گل]

فيروزه مامان روژان

سلامم عزيزم. خوبي؟ اميدوارم ارشيا به پرستار جديدش عادت كنه. برات دعا كردم. چون حست رو كاملا مي فهمم. هيچي مثل دلشوره يه مادر نيست. سعي كن حتما پرستار بچه رو خوب بشناسي و شبها با ارشيا راجع بهش صحبت كني و غير مستقيم ازش بخواي كه تمام مسائل روز رو برات توضيح بده. البته نبايد جنبه وسواس گونه پيدا كنه. من روژان رو مي ذارم پيش مامانم. رفتيم با هم يه خونه گرفتيم كه پيش هم باشيم برا همين خيلي راحتم خدا رو شكر . ولي هميشه مي گم اگه اين امكان رو نداشتم سركار نيمرفتم چون از دلشوره مي مردم. حالا بازم خوبه بچه تو پسره. عزيزم - چشماش رنگيه؟

زمانه مامان پرهام

سلام خانمی امیدوارم که ارشیا به پرستارش خیلی زود اخت بشه و راحت بتون باهاش کنار بیاد برای قضیه ای که تعریف کردید خیلی ناراحت شدم این بابا را باید دار زد[گریه] ارشیا را ببوس[ماچ]

مهسا

الهي ... چرا آخه مردم اين قدر حواس پرت شدن...[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه] راستي نگران ارشيا هم نباش عادت مي كنه... [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند]

سید جمال عبدالهی

سلام. امیدوارم سلامت باشید. عید مبعث را به شما و خانواده محترم تبریک میگم. موفق باشید. خدانگهدار [گل]

مامان ثنا

سلام مامان مهربون یه مادر همیشه و همه جا نگران بچه شه واسه مامان نیما هم واقعا متاسفم فقط منقلب شدم و نمیدونم چی باید گفت خدا همیشه و همه جا مراقب مسافرهای بهشتی همه ما باشه پسر گلتو ببوس[ماچ]

ساناز مامان دانیال

وای هاله جون من هنوز نتونستم از فکر نیما بیرون بیام این بابای بی خیال حالش چطوره به خدا هر نیم ساعت یه بار یادم میافته یاد عذابی که این بچه کشیده مامان بچه چطوره شما خبری ازشون دارید

Sahar Nika

vai na! geryam band nemiad...bachehe mord! vaiiii

khanome aziz, az khondane matlabeton vaghean khoshk shodam.bavaram nemishod .ingone pedar ya mada hich farghy nadare ina liaghat dashtane bache ra nadaran.sade nabashid.yadesh rafte kodom sigheye?adamhaye kasio havas baz faghat mitonand in karo konad ba vojodi ke khodam mardam vali ino eterf mikonam .va motmaeen bashid zanhaye az in dast ham kam nistand.kafeye cheshmetono baz konid. hame ra mesle khodetan nabinid,khoda ra shokr ke on ache az daste on pedar rahat shod,......... khoda pesaretan ra hefz konad,khoshbakht bashodr