روز چهارشنبه من و ارشیا تونستیم راضیه جون
همسرشون و دانیال گلی
رو که اومدن بوشهر ببینیم
راضیه جون خیلی خیلی از دیدنت خوشحال شدم
امیدوارم بازم بتونم ببینمتون


قربون این پسر خوش اخلاق بشم که تا منو دید اومد بغلم
وقتی میرفت بغل راضیه جون دوباره میپرید تو بغل من
منم خیلی ذوق زده شده بودم 

هر چی هم گفتیم دانیال رو بدین به ما ندادن که ندادن 


ارشیا هم میگفت من با دانیال برم پارک بازی کنم که همینطور هم شد و خیلی بهمون خوش گذشت



راضیه جون برای کتابهای قشنگی که واسه ارشیا خریدی خیلی ممنونم
ارشیا خیلی دوستشون داره


بیست و نهم فروردین تولد کارن عزیزم مبارک
کارن کوچولو انشالله شمعهای صد سالگیت رو فوت کنی



