بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

تخت ارشیا رسید

سلام سلام

 

بعد قرنی ما اومدیم آپ کنیملبخندبد جوری جو خونه تکونی گرفتتموننیشخندبعد اینهمه تمیز کردن آقا بهزاد یادش اومده نقاش بیاره خونه رو رنگ کنه کلافه حالا دیگه فکر کنین چه خبره !!!!

تخت و کمد ارشیا گلی رسید و نصب شدچشمک اما هنوز دوشک نداره و دل بچم در اومد هنوز نتونسته یه بار روی اون بخوابه . عکسش رو بعد میزارمبغل

دیشب تولد نجمه خواهر فهیمه بود که رفتیم و خوش گذشت قلبیه دختر خانم بامزه و رقاص هم اونجا بودند که از ارشیا کوچیکتر بودلبخندحسابی همبازی شدن و کلی رقص و بوس و آخرش هم آلما میگفت ارشیا بریم تو اتاقخنده

اینجا ارشیا سنگین و رنگین ...

 

 

 

ارشیا در دام افتاد خنده

 

آخرین جلسه کلاس زبان هم به خوبی تموم شد و فسقلیها امتحان دادندلبخند هر چی برای ارشیا توضیح میدادیم باید یکی یکی برین برای امتحان بچم دوزاریش کج بود و همراه هر بچه ای میخواست بره تو نیشخند

 

خلاصه هر چی خاله معصومه ازش پرسیده بود جواب داده بودماچقربونش برم مدرک بین المللی زبانش هم همین روزا باید آماده بشهخنده

برای ترم دو هم ثبت نام کرد که انشالله بعد عید باید برنبغل

آرزو جون تولد پسر گلت آرش رو تبریک میگم . انشالله صد سالگیش رو جشن بگیریتشویق

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤
تگ ها :