بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

روزهای قشنگ

 

ارشیای عزیز من چیزی به روز تولدت نمونده و چه خوب هر روز تکرار میکنی یادمون نره کیکی بخریم و حتما شمعی برای فوت کردن هم داشته باشهقلب

کادوی تولدت را هم خودت از کاتالوگ لگو انتخاب کردیماچ ما سفارش خرید آن را دادیم و قرار است تا چند روز دیگر برامون پست بشهچشمک

بیست و شش بهمن جشن مفصلی برات نمیگیریم لبخندولی بعد از ماه صفر جبران میکنیمقلب

 

 

 

 

 

وقتی بهزاد از خونه میخواد بره بیرون تا دم در بدرقش میکنهقلب

ارشیا : کجا میخوای بری ؟سوال

بهزاد : میرم شرکت عزیزم ولی زودی برمیگردملبخند

ارشیا : باشه ولی اگه دوست داشتی به من زنگ بزنماچ

بهزاد :باشه حتما بابایینیشخند

دیشب (البته ببخشید)خجالت اینقدر جیشش تند بود ولی حاظر نمیشد بره دستشویی . نمیتونست بشینه نیشخندهر چی میگفتیم خوب اول برو دستشویی بعد بیا بازی کن قبول نمیکردلبخندمیگفت من جیش ندارم . دقیقه نود که دیگه کنترلش رو از دست داده بود دوید به طرف دستشویی و بلند گفت بهزاد جیشم داره میترکهخنده

دیروز تولد فهیمه مربی ارشیا بودتشویقشب قبلش با ارشیا رفتیم براش کادو بخریم . تا میریم مجتمع زیتون اول میگه پله برقیلبخندبه درخواست آقا اول میریم بالا یه دوری میزنیم دوباره میاییم پایینچشمکیه بلوز خوشگل از نمایندگی هنگ تن برای فهیمه خریدیم خیلی خوشگل بودهوراهمون موقع ارشیا دو تا دختر کوچولو رو دید که دارن با هم بازی میکنن . به من گفت میشه برم باهاشون بازی کنم ؟سوال منم اجازه دادم  . با اجازتون یکساعت همونجا ایستادم تا این فسقلیها با هم حسابی بازی کردنمژهآخرش هم ارشیای مهربونم گریه میکرد چرا رفتن؟ناراحتبرو دنبالشون من میخوام بازم باهاشون بازی کنم آخه دوستشون دارمقلبقربون دل کوچولوت بشم منماچ

با هوتن دعواش شدناراحتهوتن زد تو سینه ارشیاعصبانیارشیا خیلی بهش برخورد . الهی بمیرم اینقدر ناراحت شد بغض کرد رفت تو اتاق زیر پتو و شروع کرد به گریهگریههر کی میرفت راضیش کنه بیاد بیرون نمیومدناراحتهر چی بهزاد باهاش حرف زد همش میگفت نه هوتن خیلی پسر بدیه دوسش ندارم باهاش قهرمنیشخنداینقدر بغض کرد که هوتن دیگه خودش رفت پیشش و باهم آشتی کردنقلب

 

 

 

ارشیای من این روزا خیلی چیزا رو خوب بلده قلببیرون که میره حسابی حواسش به صدای موتور یا ماشین هست و سریع میره یه گوشه می ایستهقلباعداد رو تا 20 درست میشمارهتشویقسوره اخلاص رو خیلی قشنگ و خوشمزه میخونه که دلت میخواد قورتش بدیقلب اسپند که براش دود میکنم با من صلوات میده . شعر فصلهای سال رو بلده . میدونه هر غذایی از چی درست میشه تشویقو یا اگه ندونه به محض خوردن میپرسه که این از چی درست میشهلبخندتا ماست میخوره حتما باید بگه که ماست از شیر درست میشه و یا هر چیز دیگههورا خیلی قشنگ مشق مینویسه . بیشتر دکمه های کامپیوتر رو میشناسه و خیلی خوب با ماوس کار میکنهقلبروی هم رفته این پسر من خیلی گله قلب

وقتی میخواد یه چیزی رو که مال قبل هست یادآوری کنه با جمله " وقتی من کوچولو بودم " شروع میکنهقلبماچ

تولد کورش کوچولو و والا جون هم مبارک باشه . انشالله صد ساله بشینقلب

 

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٧
تگ ها :