بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

ارشیا و آرایشگاه

 

سلام

 

ارشیا گلیم رو دیروز بردم آرایشگاه . زیاد خوشش نمیاد کسی دست به موهاش بزنه چه برسه اینکه موهاش رو کوتاه کنه با خاله جون هیلا و پسر خاله هوتنی رفتیم گفتم شاید به عشق هوتن هم که شده بشینه رو صندلی و گریه نکنه .  اما بازم یه خورده گریه کرد. الهی قربونش برم خیلی خوشگل شد پسرم . جفتشون خوشگل شدن

 

ارشیا جونم وقتی تشنش میشه خودش میره سراغ یخچال و آب معدنی و شیشه شربت رو درمیاره  میگه مامان شربت درست بکن الهی فداش بشم . چند روز پیش زمانی که داشت شیشه سانکوئیک رو از یخچال بر میداشت ، شیشه سر خورد و افتاد رو پاش الهی بمیرم دلش ضعف رفت خیلی گریه کرد . هیچوقت قطره های اشکش که پشت هم میومد یادم نمیره .. محکم منو بغل کرده بود و گریه میکرد آروم آروم پاش رو مالیدم و اینقدر بوسش کردم که آروم شد چند ساعت بعدش متوجه شدم یه خورده انگشتش سیاه شده . برای همین فرداش بردمش دکتر که از پاش عکس بگیرن ... حالا یه دردسری هم داشتم واسه عکس گرفتن . قربونش برم یه خورده از دستگاه های اونجا ترسیده بود همش میگفت بریم . بالاخره عکس رو هر جوری بود گرفتیمو خدا رو شکر دکتر گفت که هیچ مشکلی برای پاش پیش نیومده . همیشه دعا کنیم همه بچه ها سالم باشن و هیچوقت هیچ مشکلی براشون پیش نیاد . برای جوجوی منم دعا کنید همیشه سالم و شاد و سرحال باشه ... آمین

 

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
تگ ها :