اینم عیدی ارشیا خان که بهزاد براش خرید


فهیمه جون (پرستار ارشیا ) هم زحمت کشید روز عید اومد خونمون و برای ارشیا عیدی اورد
بالاخره ما هم تونستیم یه قرار وبلاگی اینحا راه بندازیم.هوراااا











جاتون خالی خیلی چسبید
لیلی جون مامان یونا که از اهواز اومده بودن ترتیب این قرار رو دادن و این شد که روز جمعه ده و نیم صبح کنار دریا همدیگرو دیدیم
راما جون مامان آرتینا ، تارا جون مامان امیر مهدی و نیلان جون خواهر لیلی هم بودن
خیلی خوشحال شدم از دیدنتون انشالله بازم بتونیم همدیگرو ببینیم
جای ندا جون مامان شان آی هم خیلی خالی بود
بعدش هم ناهار با خاله جون هیلا و مامانم اینا بودیم . که بازم مثل همیشه زحمت غذای ظهر رو آقایون کشیدن
ارشیا از خستگی 6 عصر بود خوابید تا امروز 6 صبح بیدار شد

ارشیا از خستگی 6 عصر بود خوابید تا امروز 6 صبح بیدار شد


شادیتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبای سرما
یادتون همیشه با ما
یلداتون مبارک دوستای خوبم و امیدوارم شب بسیار خوبی داشته باشین



