بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

همه وجودمی

 

 

امروز مینویسم که پسر کوچولوی من سه سال و نه ماه و یک روزه شده و فقط دو ماه و 4 هفته دیگه مونده که چهار ساله بشهقلبقلبمینویسم که فقط به پسرم فکر میکنم. به کودکم که محتاج منهقلبتمام خوشبختی این روزاهای من ، خنده های با صدای بلندش هست و بزرگترین دغدغه زندگیم اینه که مبادا فسقلی من عطسه یا سرفه ای بکنهناراحت

تا زمانی که بیداره و شیطونی میکنه همش میگم ارشیا بشین ، یواش تر ، نکنخجالت.... اما وقتی میخوابه خیلی زود دلم برای شیطونیهاش تنگ میشهماچ زود زود بوسش میکنم و آرزو میکنم بیدار بشه و بازم شیطونی کنهقلبنمیخوام به سختیهای زندگی و اینکه چرا زمان اینهمه تند تند میگذره و من حتی فرصت سر خاروندن هم ندارم ناراحت فکر کنمچشمکبیشتر از یکماه هست دلم میخواد به یه کلاس ورزش برم اما وقتی فکر میکنم که باید تو رو تنها بزارم همه چیز رو خیلی سریع کنسل میکنم قلب اینقدر عزیزی که حاضر نیستم لحظه ای ازم دور بمونیقلب

میخوام فقط به تو و تمام کارهایی که تو رو خوشحال میکنه فکر کنمبغلدوست دارم خوب غذا بخوری ، خوب بخوابی و همیشه سرحال باشی قلب مطمئن باش هاله و بهزاد هر کاری که از دستشون بر بیاد برای تو انجام میدنماچ

من یک مادرم و هیچ آرزویی ندارم جز خوشبختی تو . مادری هم سرنوشت همه مادران جهان قلب

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢٧
تگ ها :