بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

یکسالگی وبلاگ من

سلام ...

امروز وبلاگ ارشیا گلی من یکساله شدهورااینگار همین دیروز بود یه دفعه همت کردم  براش وبلاگ ساختملبخندبا اینکه هیچی از اینجا سر در نمیوردم  اما خیلی زود یاد گرفتم و مهمتر از همه اینکه خیلی دوستای خوب پیدا کردمچشمکاولین دوستای تو این دنیای مجازی الهه عزیزم مامان علی جون بود قلب که تا همین الانش هم یکی از دوستای خوبمون هستنماچ 

ارشیا وقتی سه ماهه بود یک بار شروع کردم برای وبلاگ ساختن اما وقتی دیدم هیچی بلد نیستم و هیچ کس هم کمکم نمیکنه ناراحت شدم و ولش کردمناراحت مسلما اگر اون موقع شروع به نوشتن خاطراتش میکردم خیلی بهتر از الان بود اما بازم اشکالی ندارهچشمکماهی رو هر وقت از آب بگیری تازستلبخند

 

از ارشیا بگم که این روزا یه مقداری خشن شدهناراحت مرتب در حال دعوا کردن با ما هست و اصلا حرف گوش نمیکنه سوالخودم فکر میکنم این سی دی ها خیلی اثرات بدی روش گذاشته ناراحتمرتب تمام حرفایی رو که میشنوه تکرار میکنه و  هر چی بهش میگیم عیبه اینا فقط مال تو کارتونه فایده ای نداره که نداره ...ناراحت

یه خبر بد : دوباره دیشب ارشیا دل درد بدی گرفت و مرتب استفراغ میکردگریه از دل درد زیاد الهی بمیرم همینطور گریه میکردناراحتخدا مرگم بده که من این همه مریضی این بچه رو نبینم دل شکستهاینهمه که مواظبش هستم و به سلامتی و خورد و خوراکش اهمیت میدم بازم اینجوری سرم میادنگران این وسط خودم از نگرانی دل درد بدی که گرفتم هیچ ، یکی هم این وسط بیاد بگه معلوم نیست چیکارش کردی  و چی بهش دادی خورده که اینطوری شدهعصبانیاینجاست که آدم حسابی قاطی میکنه ولی ... ساعت یک و نیم شب راهی دکتر شدیم و گلاب به روتون اونجا هم استفراغ کردآخ دکتر گفت ممکنه بازم ویروس باشه و تا صبح اگه چهار الی پنج بار بالا بیاره عادیهناراحت اومدیم خونه خوابید  ... تا همین الان که زنگ میزنم پرستارش میگه خوابه سوالدلشوره دارم  . خسته شدم از این ویروس لعنتی ... دست از سرمون بردارعصبانیعصبانی

التماس دعاقلب

پی نوشت : خدارو شکر مریضی ارشیا از نوع ویروس نبود فقط یه سردی مختصر بود که دکتر خیلی آب توش کرده بود . همون شب راحت خوابید و صبح هیچ مشکلی نداشت . ولی الان دوباره سرما خورده . دیروز نشسته بود روی مبل یه بالش هم زیر پاش بود همینطور که داشت سی دی نگاه میکرد از روی بالش لیز خورد و با صورت خورد تو میز . اینقدر گریه کرد . کنار چشمش زخم شد و ورم کرد . تو رو خدا می بینین چطوری بلا برای ارشیا از آسمون نازل میشه ؟؟؟؟

باور کنین نمیگم ارشیا خوشگله یا از بچه های دیگه خیلی سر هست اما خیلی چشم میخوره . هر جا میره میگن واای رنگ چشمشو ببینین واااای چقدر توپوله ، چقدر خوشمزه حرف میزنه . تمام مغازه دارا میشناسنش . یه مرکز خریدی که میره همه قربونش میرن . در نتیجه اینا همش میشه چشم . روزی دو بار براش اسپند دود میکنم اما اصلا فایده نداره  ... خدایا خودت مواظبش باش .

با یه کوچولو تاخیر ، تولد آوین کوچولو دختر رکسانا جون و ثنای عزیزم دختر رژینا جون رو تبریک میگم انشالله تولد صد سالگیشون رو جشن بگیریم قلب

 

avin

 

 

بدرودبای بای

 

 

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٢۱
تگ ها :