بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

شیرین زبون

 

سلام سلاملبخند

چند روز پیش ساعت 2 شب بود . بهزاد که خواب خواب ، منم گیج خواب اما ارشیا خان اصلا خواب به چشمش نمیومدناراحت همینجور دور میزد و با اسباب بازیهاش بازی میکرد . یه دفعه متوجه شدم تند تند همه اسباب بازیهای دم دستش رو جمع میکنه و میریزه تو بغل من روی تخت . زیر چشمی یه نگاهی بهش کردم چی شده مامانی؟ گفت میترسم هاپو بیاد اینا رو بخوره تو برام نگهشون دارخنده

 

این روزا حسابی مشغول بازی ماشینی وی تکش هست که باباش براش اورده .... حسابی ذوق میکنه و مراحل رو خوب پیش میرهقلبآموزشی هم هست خوب باید کم کم حروف انگلیسی رو بشناسه . پیشش نشسته بودم . یه دفعه خیلی غمگین رو کرد به من مامان پختم ، پختم ، پختم ناراحتدر حالی که مرده بودم از خنده گفتم قربونت برم نپختی مامان سوختی خندهخوب چه اشکال داره دوباره بازی کن حتما برنده میشیماچ

 

ارشیا وحشتناک گرمایی هست بر عکس منه . وقتی خوابه بالشش رو نگاه میکنم میبینمم خیسه خیسهخواب ماشالله ماشالله وقتی هم که بیداره اصلا یه جا نمیشینه  و مرتب عرق میکنه . منم  مرتب میگم ارشیا عرق کردی باید بری حموم . اونم چون میونه خوبی با شامپو نداره میگه هاله من خیس عرق نکرده بودمنیشخند ( یعنی کثیف نیستم ) حمام نه . شامپو میره تو چشم من م سوزه به م کسره بدین . الهی مامان قربونت بره شیرین زبون قلب

 

وقتی با خمیرش بازی میکنه قیافش خیلی خوردنی میشهقلب با خودش حرف میزنه ، داستان تعریف میکنه . حسابی هم کثیف بازی داره که شامل دست و پا و فرش میشه اما میگم جهنم  بزار بازیشو بکنه بچم . بعدش تمیز میکنم . بعد از خمیر بازی زیر ناخناش  کثیف که میشه خیلی بدش میاد کلا خودش بچه خیلی خیلی وسواسی هست قلب بلافاصله میگه مامان بریم دست بشوریم . بعد خودمم با ناخن گیر آروم زیر ناخناش رو تمیز میکنمچشمک حالا مدتی هست اونم یاد گرفته . دیروز دیدم داره تو کشوها دنبال چیزی میگرده صداش کردم

گفتم :  ارشیا گلی چیزی لازم داری؟ سوال

ارشیا : ناخن گیر میخوام

هاله : برای چی میخوای مامان جون ؟

ارشیا : میخوام ناخن گیرت رو بگیرم  ( یعنی میخوام ناخن تو رو بگیرم )خنده

 

الهی مامان فدای اون حرف زدن قشنگت بشه . که من آخر تو رو میخورم نیشخندتو بازیهامون همیشه بهش میگم فرار کن الان میام میخورمت . دو میزنه میره رو تخت من . منم میوفتم روش حسابی ماچش میکنم .

میگه : مامان داری چیکارم میکنی؟

هاله : میخوام بخورمتقلب

ارشیا : نه منو نخور ... من تو رو دوست دارمماچ

هاله : منم تو رو خیلی دوست دارم  . تو خیلی خوشمزه هستی منم میخوام بخورمت

ارشیا : آره من خوزمه (همون خوشمزه ) هستم.حالا که میخوای منو بخوری پاهامو بخور خنده

 

وای دیشب ذوق زده شدم لپش رو گاز گرفتمنیشخند آروم هم گرفتماااااا ولی موقع خواب دیدم جای دندونام رو صورتشه ناراحتالهی بمیرم کلی عذاب وجدان گرفتم خدا کنه ظهر که میرم خونه خوب شده باشه وگرنه اصلا خودمو نمیبخشمزبان

 

تا بعدبامن حرف نزن

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٥
تگ ها :