بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

بازگشت

 

 ما برگشتیم نیشخند

 سلام به همه دوستای گلمقلب

تو این مدت که نبودم جدا دلم خیلی برای همتون تنگ شده بود . متاسفانه اصلا فرصت برای اینکه به اینترنت سر بزنم رو نداشتم . خیلی ممنون که به فکرم بودید و به بهمون سر زدید .

 از اینجا شروع شد که بنا به درخواست ارشیا جونم که تا حالا سفر با اتوبوس رو امتحان نکرده بود با اتوبوس رفتیم شیراز . چونکه اینجا پرواز مستقیم به کیش نداره . قربونش برم اصلا اذیتمون نکرد و از ذوقش اصلا نخوابیدقلب

 شیراز که رسیدیم رفتیم خونه مادربزرگ بهزاد . همه حسابی خسته بودیم و بهزاد رفت که بخوابه و به ارشیا هم گفت تو هم بیا یه کوچولو استراحت کن . میدونین فسقلیم چی گفت :

وکیده ( همون وقتیکه خودمونه ) سوار اتوبوس شدیم ، وکیده اومدیم شیراز سوار تاکسی شدیم اومدیم خونه برای چی بخوابیم ؟ بابا پاشو نخواب ... مردیم از خنده خنده الهی قربونش برم با این عقل کوچولوش یه حرفایی میزنه که آدم توش میمونه . منظورش این بود که حالا که اومدیم مسافرت نباید بخوابیم .

عصر روز دوشنبه هم با خاله جون هلن و آرمان و آنیتا رفیتم پارک که خیلی به ارشیا خوش گذشت . شام رو هم با هم خوردیم و ساعت 12 شب بالاخره ارشیا از خستگی خوابش برد قلب

 

 

 

 

 

 

 روز سه شنبه ساعت 3 پرواز داشتیم و رفتیم فرودگاه . ارشیا فرودگاه و هواپیما رو از بچگی خیلی دوست داشت . قربونش برم به هواپیما میگه هوادم . کلی عکس از هواپیما برای خودش گرفت . ولی پروازمون خیلی بد بود . الهی قربونش برم ارشیا همش فکر میکرد داره میفته آخه خیلی هواپیما تکون میخورد ... ارشیا هم ترسیده بود هی میگفت مامان منو بگیر دارم میوفتم خندهبچم از ترس خوابش برد .منم که تا خود کیش فقط صلوات نذر میکردم تا بالاخره رسیدیم زبان

 

 

 

 

 

 

تو کیش تصمیم داشتیم حسابی بگردیم و زیاد تو فکر خرید و این جور چیزا نباشیم . ولی کاملا بر عکس شد و اینطور شد که بنده اصلا میلی به اومدن به هتل نداشتم و همش تو بازار میچرخیدم . ارشیا هم مجبور بود این وضعیت رو تحمل کنه بمیرم الهی ولی خوب حسابی تلافی میکرد به همه مغازه های اسباب فروشی سر زد و دست خالی از هیچکدوم بیرون نیومدلبخندقلب

 

 

 

بازار مروارید

 

 

 

عصر چهارشنبه بلیط گرفیتم برای پارک جنگلی و دیدن دلفینا . اونجا خیلی به ارشیا خوش گذشت فقط خیلی گرم بود . دلفینا خیلی خوشمزه بودن . آخر برنامه ارشیا با دلفین سالی عکس گرفت لبخند

 

 

 

 

 

  

 

بازار پردیس 2

 

 

 

 

ارشیا در هتل

 

 

 

 

 

سفرمون خوب بود و خوش گذشت و جای همتون خیلی خالی بود . از ارشیا فسقلی هم که میپرسیم مسافرت خوش بود میگه مسارف خوش گذشت .

جمعه شیراز بودیم و عصرش راه افتادیم سمت بوشهر .

بچه ها در حال آب بازی تو حیاط خونه خاله جون قلب

 

 

 

 

اینم از سفرنامه مالبخندبامن حرف نزن

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
تگ ها :