بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

عروسک تیگر + تولد دوقلوها

 

سلام

 

خوبین ؟ انشالله که همگی خوب خوبید لبخند

 

روز پدر هم تموم شد و من وقت نکردم درست حسابی اینجا یه تبریکی به بابای ارشیا و پدر خوب خودم بگم . انشالله که همه پدرای دنیا سالیان سال زنده باشن و سایشون رو سر بچه هاشون باشه . پدر خیلی عزیزه . من تو خونه دختر لوسه بابا بودم و همیشه بابام به من میگفت تو نعمت خونه ما هستی . نمیدونم شما هم اینطوری فکر میکنید یا نه اما معمولا دخترا خیلی بابایی هستن و پسرا بیشتر طرف مامان میرن . نمیدونم از شانس بده منه یا خوب ارشیا حسابی بابایی هست و اصلا با من کاری نداره مگر در مواقع اضطراری . این گلا هم تقدیمی بود از طرف ارشیا خان به بابا بهزاد قلب

 

 

 

 

میگن سی دی اثرات بدی رو بچه ها میزاره والا راست میگن خندهاز وقتی شازده کارتون ماداگاسکار نگاه میکنه من رو تو خونه گلوری ، بهزاد رو ملمن و خودش هم که مارتی صدا میکنه خندهاینجا هم با کمک بهزاد داره خونه میسازه مثل خونه مارتی . بعد میره توش میشینه و حرفای اونا رو با هم تکرار میکنن مژه

 

 

 

 

ارشیا نقاشی کردن رو خیلی دوست داره . تازگیها هم خوشش اومده با آبرنگ کار کنه . اینجا هم آقای پدر خوابه و برای اینکه ارشیا بیدارش نکنه با هم مشغول رنگ آمیزی کتاب با ماژیک شدیم . توی رنگا از آبی خیلی خوشش میاد . همه رنگارو هم میشناسه و درست تلفظ میکنه . فقط به بنفش میگه منفش و به قرمز میگه کرمزدلقک

 

 

 

 

چند روز پیش خیلی خوابش میومد اما حاضر نبود فرصت رو از دست بده و سر مبارک رو روی بالش بزاره ، برای همین حسابی قاطی کرده بود و همه چیزو پس و پیش میگفت ... الان فقط یه موردش یادم مونده . به گلابی میگفت گولیبا خنده

 

دیروز آقا بابا از سر کار که اومد یه پلاستیک بزرگ دستش بود . من و ارشیا هم ذوق زده که اون پلاستیک مال کدوممون هست  !!  حمله ور شدیم به سوی پلاستیک خلاصه بکش بکش یک عدد تیگر خوشگل ( کارتون ماجراهای پیگلت ) که ارشیا صداش میکنه دوست آقا خرسه توش بود که معلوم شد مال ارشیا خان هست و هیچ ربطی به من نداره خنثی اینم عکسش .

 

 

 

 

 

الان که دارم مینویسم بغل دستم نشسته و داره با وسایل آرایش من ور میره . دنبال روژلب میگرده . بهش میگه ززز . سه بار (حرف ز)  رو پشت هم میگه خنده اینقدر هم الان قشنگ رو لبش زده که من نمیتونم . مداد چشم و خط لب رو هم داره آقا پشت چشمشون میکشن . دیروز هم که من لاک میزدم آقا هم التماس که من هم میخوام . خلاصه یه انگشتش رو زدم .

 

قربونت برم مگه تو نمیدونی وروجک که پسری . دورت بگردم با این کارای قشنگت ماچ

بیشتر اوقات ازش میپرسم ارشیا مامانی رو چند تا دوست داری؟ فکر میکنه میگه 10 تا . الهی قربونت برمهورا

 

نیاز به یه راهنمایی کوچولو دارم مامانای خوب . ارشیا روزی دو وعده شیر گاو رو موقع خواب با شیشه میخوره . یه خورده اذیت میشم بخاطر حرفای اطرافیون که این دیگه بزرگ شده و تو هنوز بلد نیستی با لیوان بهش شیر بدی . اگه راه حلی سراغ دارین به منم یاد بدین ناراحت ممنون

 

متاسفانه تعطیلات و مرخصی من هم تموم شد و از فردا یکم مرداد بنده برمیگردم سر کار . چه بد ناراحت

 

دوم مرداد هم جشن تولد 2 سالگی دو قلوها پارسا و پوریا هست ( پسردایی های ارشیا ) تشویقتشویقحتما عکسشون رو بعدا میزارم . عمه قربونتون بره تولدتون مبارکهورا

 

تا بعدبامن حرف نزن

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳۱
تگ ها :