بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

روز مادر

 

 روز مادر رو به همه مامانای گل تبریک میگم قلب

 

 

مرسی از همتون که تو این مدت به یادم بودین و حالم رو پرسیدین . خداروشکر خوبم ماچ

 

خبر جالب اینکه بنده از اولین روز تابستون به مدت یکماه خونه نشین شدم و ارشیای عزیزم فعلا پیش خودم هست.الان هم خیلی بهمون خوش میگذره نیشخند تا 10 صبح میخوابیم بعدش هم کلی کارای خوب خوب انجام میدیم که حوصلمون سر نره . راستش خیلی خسته شده بودم از اینکه هر روز صبح ارشیا رو از تو خواب ناز بغل میکردم و میبردم اینور و اونور . البته بیشتر پیش مامانم بود و از این نظر مشکلی نبود ولی مشکل اصلی جابجاییش بود که ما رو خیلی اذیت میکرد و هم خود ارشیا دوست نداشت . خلاصه سرتون رو درد نیارم  فقط 1 ماه فرصت دارم دنبال یه پرستار آشنا و مطمئن بگردم که بتونه زمانی که من نیستم مراقب ارشیا جون باشه .  برام دعا کنین زودی یه نفر پیدا بشهلبخند

 

خوب از ارشیا گلی بگم که دیگه خودش به تنهایی حموم هم میره و نیازی به کمک من نداره چشمکالبته من یا باباش دورا دور مواظبش هستیم که یه موقع لیز نخوره . بدنش رو کامل با صابون میشوره ، سرش رو هم شامپو میزنه و آب میریزه . بعد از این کارا با اسباب بازیهاش خودش رو مشغول میکنه . قربونش برم واسه خودش مردی شده قلب

 

صبح که از خواب بیدار میشه منو صدا میکنه و زودی میرم پیشش :

ارشیا : سلام صبح بخیر هاله

هاله : سلام عزیزدلم خوبی؟

ارشیا : آره خوبم

هاله : مامانی خوب خوابیدی ؟

ارشیا : آره خوب خوابیدم

هاله : خوب مامانی صبحونه پنیر ، کره و گردو میخوری یا تخم مرغ نیمرو؟

ارشیا : چایی با تف مرغ (تخم مرغ ) میخورم .

 

منم زودی براش آماده میکنم . قربونش برم . برای ناهار هم بیشتر اوقات دستور پلو با لوبیا میدن . منظورش همون قرمه سبزی هست لبخند

 

مرتب از این جمله استفاده میکنه :

مامان دوست دارم خیلی زیادقلبالبته تنها به من نمیگه به باباش و به تمام کسانی که دوستشون داره هم میگه . خیلی خیلی مهربونهقلب

 

امروز خاله هلن با آرمان و آنیتا اومدن بوشهر تشویقحسابی دور ارشیا شلوغ میشه . هنوز ندیدمشون . عصر دعوت هستیم خونه یکی از دوستان من که اول میریم اونجا و بعدش میریم پیش خاله جون ، بچه ها و مامان جونچشمک

امیدوارم  روز خوبی داشته باشیدقلب

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳
تگ ها :