بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

چند روز تعطیلی

این چند روز تعطیلی بد نشد برای ما مامانای شاغل که بخوریم و بخوابیم نیشخندروز چهارشنبه پانزدهم با خانواده همسرم رفتیم یه باغ اطراف خود بوشهر که اسمش چاهکوتا هست . از 4 عصر تا 1 شب اونجا بودیم که دیگه موقع برگشتن ارشیا گلی تو ماشین خوابش برد خواب

اینجا داره فوتبال بازی میکنه

 

  ارشیا و آتوسا

 

روز پنجشنبه خبر دادن پدرشوهر خواهرم فوت کرده ناراحتبرای همین  عصر طرفای ساعت 8 بود با خاله هیلا ، عمو بابک و هوتنی راه افتادیم برای شیراز لبخند ساعت 30/1 شب رسیدیم . البته ارشیا بازم خواب بود و صبح که بلند شد از ذوق زیاد نمیدونست چیکار کنه که آرمان و آنیتا و هوتن پیشش هستن قلب

 روز جمعه هفدهم تولد خاله جون هیلا بود تشویقبعدازظهر به همراه خاله هیلا ، خاله هلن ، همسرم ، عمو بابک و بچه ها رفتیم مجتمع تفریحی ستاره فارسلبخندبا یکی از دوستام مهناز هم قرار گذاشتم به همراه همسر و پسرش آریان بیان اونجا . جاتون خالی خیلی خوش گذشت البته به بچه ها خیلی بیشتر .

  دشت ارژن ایستادیم کلی ترشی و این جور چیزا خریدیم . شام هم خوردیم .

 

 ارشیا ، آرمان و آنیتا

  

 این عکس قلعه هست که بچه ها نیم ساعت اونجا بودند

  

 

 ارشیا گلی سوار قطار

  

  

 

 دیروز همراه با خاله هیلا اینا رفتیم گناوه خنثییک ساعتی بیشتر راه نیست . فکر کنم اسمش رو حتما شنیدین . همه چیز نصف قیمت هست . ارشیا جونم یه قایق 4 نفره بزرگ و خوشگل باباش براش خریدتشویق

 این هفته دریا همراه با قایق هورااااااا نیشخند

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢۱
تگ ها :