بهار بهترین بهانه برای آغاز و آغاز بهترین بهانه برای زیستن
این سومین عیدی بود که ارشیا گلیم پیش خانواده بود
منم مثل همیشه در کنار هفت سین دعا کردم که همیشه سالم و سلامت باشی 
آمین
بعد از اینهمه خوردن و خوابیدن دوباره کار شروع شد
روزهای خوش در کنار هم بودن من و ارشیا هم تموم شد . بازم هر روز من میرم سر کار و ارشیا گلی هم میره پیش مامان جون لیلا . کاش همیشه تعطیل بودیم
امیدوارم تعطیلات به همگی خوش گذشته باشه . به ارشیا گلی من که حسابی خوش گذشت دورش خوب شلوغ بود
. خاله بزرگه هم که از شیراز اومده بود . با 2 تا پسرخاله ، دختر خاله و 2 تا پسر دایی ها عید رو حسابی خوش گذروندن
بعد از اتمام عید دیدنی و گشتن ها روز هشتم عید بود تصیمم گرفتیم با مامان جون ، بابا جون و دو تا خاله های ارشیا بریم کازرون
طرف غار شاپور . سه روز توی باغ بودیم و چادر زدیم جای همتون خالی خیلی خوش گذشت
ارشیا تو رودخونه هم رفت و کلی آب بازی کردن این فسقلی ها . اینم عکسشونه
برای همتون سالی سرشار از سلامتی ، سعادت ، سرافرازی ، سرور ، سر زندگی ، سرخوشی و سرمدی آرزو میکنیم 




