بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

عضو جدید خونمون

 

 

چند روزی میشه ما یه مهمون کوچولو داریمچشمکالبته فکر نمیکنم بشه اسمش رو مهمون گذاشت چون اومده که بمونه نیشخند ارشیا خیلی دوستش دارهقلب منم دوسش دارم ولی خیلی میترسمخجالت

دلم براش میسوزه ناراحتاصلا دوست ندارم ببینم تو قفس زندانی هست دوست دارم آزادش کنم تا بتونه پرواز کنهدل شکسته

ارشیا که بهش استمارتیس و آدامس میدهنیشخند دو روزه میکشه این حیوون بیچاره روخنده

اسمش دیاگو هست . ارشیا انتخاب کردهلبخند میدونین دیاگو کی هست که !!!از خود راضی

دیاگو طوطی جفار (یا همون جعفر بدجنس) تو علاءالدین هست خندهفسقلی ما تا این کاسکو رو دید دیاگو صداش زدزبان

با اینکه خیلی ازش میترسم اما سعی کردم یه جورایی باهاش ارتباط برقرار کنم لبخند یه تکه سیب گرفتم دستم و نشستم پیش قفسشنیشخند کم کم دستم رو نزدیک کردم و بهش تعارف کردم که بگیره از دستم خنثیمحلم که نزاشت هیچی احساس کردم تو دلش داره بهم فحش میده که چرا اینهمه سیب رو دور گرفتم خنده خلاصه با تعارف که جواب ندادمتفکر خواهش کردم ازش بازم نه فایده نداشت ناراحتدیگه دعواش کردم یا میگیری یا میبرمشقهقهه

بیچاره دیاگووووووووووووبغل

 

اون روز نگرفت ولی فرداش خیلی راحت از دستم گرفتلبخندما هم بسی خوشحال و ذوق زده که دیاگو منو تحویل  گرفتهنیشخندچون جور شدیم با هم ، دیروز بهش سیب زمینی و خیار و پسته هم دادمچشمککم کم انواع خورشتها ـ میگو ـ پلو و تمامی غذاها رو هم امتحان میکنیمنیشخندخنده

 من نمدونم دیاگووو نر هست یا ماده ؟سوال اگه کسی میدونه چطوری این رو میشه فهمید به منم بگه بغل

 

تا بعد بای بای

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٩
تگ ها :