بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

مهمون

 

ما پنجشنبه یه مهمون کوچولو داشتیم لبخندکوچولو که چه عرض کنم منظورم آقا هوتن هست که چند روز پیش از مدرسه فارغ التحصیل شدن هورا

هوتن و مدیر مدرسشونقلب

 

 

 

کلی هم تحویلش گرفتن و به زور باهاش مصاحبه کردنچشمکحالا چرا زور ؟ سوالالان براتون میگم چشمکتوی پیش دبستانی هوتن جشنی گرفتن که به قول خودشون به بچه ها مدرک بدننیشخند میدونین دیگه اینجا هوا حسابی گرمهناراحت ساعت 4 ظهر صندلی چیده بودن تو حیاط مدرسه و گفته بودن بشینین اینجا تا برنامه شروع بشهتعجب فقط کار به کتک کاری نرسید شانس اوردنخندهخوب شد ما نرفتیم وگرنه میسوختیم از گرمانیشخند

 

این بهترین پیش دبستانی بچه های اینجا هست خنثیدقت کنین به رنگ دیوار و سرسره زنگ زدهناراحتوقتی میگم ارشیا رو دلم نمیاد مهد یا حتی مدرسه بفرستم بهم حق بدینناراحت

 

 

آخرش هم از صدا و سیما اومدن برای مصاحبه با بچه ها لبخندنوبت هوتن که میرسه میگن نمیشه !!!تعجب

هیلا میگه چرا؟ میگن چون روی لباسش انگلیسی نوشته شدهسبز

آی حرص هیلای ما رو اون روز در اوردنکلافههیلا برگشته بود گفته بود مارک انگلیسیش رو لطفا شطرنجی کنینخنده

اون شب ارشیا حسابی ذوق کردلبخند براشون شام ماکارونی درست کردم و با هم خوردنچشمک

 

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢
تگ ها :