بهونه کوچولوی قشنگم واسه زندگی

غذا خوردن

 

 

 

خدارو شکر ارشیا از همون کوچیکی بچه ای نبوده که منو بخاطر غذا خوردن اذیت بکنه لبخند  اگر گشنش بشه کامل میخوره و اگر هم سیر بشه میگه دیگه نمیخوام و الهی شکرش رو میگهماچ و میره حتما دهنش رو با دستمال کاغذی تمیز میکنه و مشغول بازی میشهنیشخندمن هم اصلا عادت ندارم دنبالش راه بیوفتم که تو رو خدا بخور و از این جور کارا از خود راضی شاید چون از بچگی این مدلی عادتش دادم الان زیاد اذیت نمیشمچشمک

دیشب بچم حسابی قاتی کرده بود اول گفت بستنی میخواممتفکر

اتمام بستنی

مامان شام میخوامعینک

چی درست کنم ارشیا گلی؟سوال

ارشیا  : پلو میخوام با تف مرغ (تخم مرغ )نیشخند

اتمام شام

ارشیا : من بازم بستنی میخوام آیا میشه ؟ این میشه رو بکشین خنده

هاله : نه عزیزم دلت درد میگیره .... یه کم صبر کن بعد بستنی بخور اوه

خلاصه با پافشاری زیاد دومین بستنی رو هم نوش جون کردنعصبانی

ارشیا : مامان من سوسیس میخوام سبز

هاله : ارشیا مگه گشنته ؟تعجب سوسیس که اصلا حرفش رو هم نزن دل درد میگیری عزیزمناراحت

ارشیا : طالبی بده آخه خیلی خوزمست (خوشمزه)قهقهه

هاله : نه نمیشه فقط لالااز خود راضی

بهزاد این وسط دلش سوخت و بهش طالبی داد قلب

ارشیا : من بازم بستنی میخوام استرس

هاله :کلافه

ارشیا : خوب پس شیر بیار میخوام بخوابمخنده

هاله :چشم ... تو امشب استفراغ نکنی خیلی حرفه .نیشخند

خدارو شکر به خیر گذشت چشمک

 

جدیدا هم با گذاشتن سریال اشکها و لبخندها ، عاشق خسرو و مامانش شده خنده

هر شب میپرسه کی شروع میشهنیشخند

برنامه روزانه ارشیا جان هم معلوم شد لبخند هر روز دوچرخه سواری با دوستان به مدت 2 الی 3 ساعتنیشخند جالب اینجاست که مادر هیچکدوم از بچه ها وقتشون رو برای این کار نمیزارن و نمیان مواظب بچه هاشون باشنناراحتفقط من بیچاره میام پیششون می ایستم خمیازه تازه علاوه بر مواظبت که مبادا بچه ای تو خیابون بره ، یا چرا داره گریه میکنه سرویس های دیگه هم میدم بهشوننیشخندبراشون بستنی ، آب میوه یا تنقلات میخرم که بخورن و مبادا  بهشون بد بگذرهخنده

 

 

تا بعد بدرودبامن حرف نزن

  
نویسنده : ارشیا گلی ; ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱
تگ ها :